==مبانی اقتصادیِ انحطاط سرمایهداری
==پیشگفتار بر ترجمه فارسی
جزوه پیش رو، یکی از اسناد مهم و پایه ای سازمان کارگران کمونیست بریتانیا ( CWO ) ست که در سال ۱۹۷۵ میلادی نوشته شده است. سازمان کارگران کمونیست بریتانیا در اوایل سالهای ۷۰ درست با پایان دوره رونق اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم، زمانیکه بحران اجتناب ناپذیر کاهش نرخ سود، دوباره سرمایهداری را برگرفته بود، پایهگذاری شد.
این جزوه با رجوع به مبانی اولیه و پایه ای اقتصاد مارکسی، به تشریح پایههای اقتصادی امپریالیسم پرداخته و کوشیده است که با آخرین دادههای اقتصادی، مبانی اقتصادی انحطاط سرمایهداری را روشن کند. علل صدور کالا و سرمایه را نه در ویژگیهای برترِ «فرهنگی» و «نژادی» کشورهای صادر کننده، و نه در عقب ماندگی «ذاتی» کشورهای وارد کننده، آنچه که مبلغان چپی تکرار میکردند و کماکان تکرار میکنند، بلکه با نگرش ماتریالیستی در خودِ کارکرد و رشد سرمایه جستجو میکند.
زمان انتشار این جزوه، مصادف بود با دوران تاخت و تاز جریانات چپی که تحت نام استالینیسم، تروتسکیسم، مائویسم،....... عاجز از درک مبانی اقتصاد امپریالیستی، ظاهرا به جنگ آن رفته بودند و از هر نوع جریانات و جنبشهای ملی بیمحابا دفاع کرده و آب به آسیاب امپریالیسم میریختند. هر نوع کشمکش درونی و جناحی نظم امپریالیستی را، به حساب جنبش «سوسیالیستی» گذاشته و بدین ترتیپ خاک به چشمان طبقه کارگر میپاشیدند.
امروز علامههای طبقه متوسط، از چپیهای سابقِ ذوب در «سوسیالیسم واقعا موجود» گرفته که حالا بعضا «دمکرات» شدهاند، تا ناسیونالیستهایی که روزگاری خودشان را در آستانه پیوستن به جرگه کشورهای پیشرفته میدیدند، همه و همه، با علم کردن دوباره موضوع علل عقب ماندگی کشور یا بقول خودشان «ما ایرانیان» به مقولههای تجدد و سنت، ریشه های استبداد آسیایی و عدم دستیابی به «دمکراسی»، خصلتهای فرهنگی، اجتماعی و روانی ایرانیان از دوران باستان! به بعد ….... پرداخته و در سودای ایجاد کشورِ «مستقل» قلم فرسایی میکنند. به هر دری میزنند که برای مهملات و خزعبلات خود پایه نظری پیدا کنند. حالا که طشت رسوایی استالینیسم و مائوئیسم از بام افتاده، بسته به ذوق و سلیقه خود، دست به دامن هر کس و ناکسی میشوند تا ثابت کنند که علل عقب ماندگی و بدبختی از هر آنچه که بوده باشد، قطعا از سرمایهداری نبوده، در حقیقت از کمبود وجود مبارک آن میباشد! اگر نوشته و گفتههای گرامشی به اثبات این امر کمک میکند، طرفدار پروپاقرص گرامشی میشوند، اگر میشود کاسه و کوزه را بر سر نبود دمکراسی، فرهنگ و دینخوئی مردم ( که منظورشان از مردم، همیشه همان طبقه کارگر و زحمتکشان است) شکست، چرا که نه !
کارگر پیشرو ایرانی اگر بدنبال یافتن علل عقب ماندگی جامعه ایران بوده و به گذشته نگاه میکند از اینجا باید آغاز کند که با وقوع انقلاب صنعتی، صنعت بومی در مقابله با آن، کاملا شکست خورد. پروسه استقلال طلبی و اصلاحات هم از زمان عباس میرزا تا امیر کبیر و تا خاتمی چیزی جز تقلاهای مذبوحانه و مملو از نیرنگ آریایی اسلامی نبوده و حکومت پادگانی آقای خامنه ای هم چیزی جز برآمد موفقیت آمیز استقلال طلبی در دوران امپریالیسم نبوده و نیست. و اگر به آینده میاندیشد، راه حل را نه در برنامه های دیگر طبقات که باید در چشم انداز برنامه و آرمانهای طبقه خود جستجو کند که در چارچوب انترناسیونالیستی توان تاریخی پایان دادن به این عقبماندگیها را با بزیر کشیدن این مناسبات، از بین بردن مرزها و …... داراست. مابقی فریبی بیش نیست. یکبار این فرصت تاریخی در سال ۱۹۱۷، نه تنها برای کارگران و زحمتکشان در کشورهای پیرامونی بلکه در کل جهان پیش آمد که به حاکمیت سرمایه خاتمه دهند، اما جنبشی که کمابیش این اهداف را دنبال میکرد شکست خورد. با همه این احوال، بکار گرفتن تجارب گرانبهای این شکست، بدون شک در خیزش آتی کارگران و زحمتکشان، حیاتی خواهد بود.
بنابراین در راستای سازمانیابی جنبش جهانی کارگری، درک پایههای عروج امپریالیسم، علل شکستهای مکرر جنبشهای ملی تا آنجا که به طبقه کارگر مربوط میشود، و نیز فهم پایههای اقتصادی انحطاط سرمایهداری، این جزوه یک انتخاب عالی و شایسته برای مبارزان طبقه کارگر در همه جاست. ترجمه فارسی این جزوه به نسل جدید طبقه کارگر از هفت تپه.......... تا نفت که به مبارزه با رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی برخاسته و با شعار نان، کار، آزادی، اداره شورایی! فصل جدیدی را در مبارزات طبقه کارگر ایران می نویسند، تقدیم میشود.
دامون سعادتی
تیر ۱۴۰۱ (جولای ۲۰۲۲ )
